رهبران واسه اونکه کارمندان رو علاقه مند و پرانگیزه نگه دارن و محیط کاری لذت بخش و راضی کننده ای درست کنن تحت فشار زیادی هستن. اما بعضی وقتا در این اقدامات زیاده روی می شه و این مسئله به نتایج اصلی کسب وکار آسیب می زنه. بعضی وقتا رهبران اونقدر نرم می شن و اونقدر نگران خوشحال کردن بقیه هستن که فراموش می کنن باید به کارمندان شون کمک کنن تا موثر و به درد بخور باشن. اگه می خواید بدونین از اون دسته مدیرانی هستین که دچار این اشتباه می شن و روش مدیریتی شما ضعیفه یا نه، در این مقاله با ما همراه باشین.

 

کلا چار سبک اصلی رهبری هست: دیپلمات، عمل گرا، آرمانگرا و مباشر. در هر کدوم از این چار سبک امکان موثری یا ناکارایی هست، اما یکی از این سبکا با بیشترین خطرِ آسون گیری همراهه: سبک دیپلمات.

دیپلماتا به دنبال هماهنگی بین افراد هستن. اینطور رهبران مهربون، اجتماعی و بخشنده ان و معمولا پیوندهای فردی محکمی با کارکنان خود برقرار می کنن. اونا بیشتر به توانایی حل معضلات به روشی صلح آمیز و پرهیز از اختلاف مشهورند. میگن کار واسه دیپلماتا لذت بخش تر و اجتماعی تر از بقیه سبکای رهبریه. دیپلماتا تمرکز کمتری بر به رقابت کشیدن کارکنان خود دارن و عوضش سعی می کنن افرادشان رو در موقعیتایی قرار بدن که از نقاط قوت خود استفاده کرده و حتما به موفقیت برسن. واسه دیپلماتا، اقدامات سنتی واسه بالا بردن رضایت کارکنان معمولا بسیار مهمه.

کار کردن واسه کسی که از سبک رهبری دیپلمات پیروی می کنه می تونه تجربه بسیار لذت بخشی باشه، اما اگه خصوصیات سبک رهبری دیپلمات با سبک رهبری شما همخوانی داره، باید مراقب باشین که زیاده روی نکنین. این ۵ نشونه به شما میگن که سبک رهبری تون زیادی آسون گیرانهه یا نه:

۱. یک گفتگوی ۵ دقیقه ای ۵۰ دقیقه طول می کشه

۵ نشونه واسه اینکه روش مدیریتی شما ضعیفه آموزشی

تصور کنین که بازخوردی سازنده و بسیار دقیق به یکی از کارکنان تون میدید. مثلا، «این گزارش خیلی طولانیه، ۱۰۰۰ کلمه شو کم کن». این از اون نوع بازخوردهاییه که به جوابی به جز «باشه فهمیدم، الان انجامش میدم.» احتیاج نداره. حالا تصور کنین که گفتگو درباره این بازخورد که باید در عرض ۵ دقیقه تموم شه به مکالمه ای طولانی با اون کارمند، درباره اینکه به چه دلیل اشتباه کرده، این مسئله چه احساسی بهش می ده و اینکه چه جوری این مشکل به روشی تقصیر شماس، تبدیل شه.

تا به حال اینجور اتفاقی واسه تون افتاده؟ اگه جواب تون مثبته یعنی که دارین زیادی آسون گیر میشید. تشویق کارکنان به گفتگو خوبه و اینکه در حرف زدن راحت باشین، عالیه. اما اگه کارکنان تون به این نتیجه برسن که می تونن با حرف زدن خود رو از شر انتقاد و مسئولیت خلاص کنن مشکل آفرینه.

بعضی وقتا کارکنان لازمه فقط بگن «متأسفم، خراب کردم. همین حالا درستش می کنم». این به معنای اون نیس که محیط کار شما دیکتاتوری شده، اتفاقا بیشتر وقتا این یعنی که شما عملیاتی موثر و جوابگو دارین. بعضی گفتگوها نباید بیشتر از ۵ دقیقه طول بکشن. پس، اگه می ببینن که همیشه گفتگوهای ۵ دقیقه ای تون به جلسات روان درمانی ۵۰ دقیقه ای تبدیل می شن، حواس تون باشه که دارین از یک مدیر قابل دسترسی به مدیری راضی شونده تبدیل میشید.

۲. جلسات شما از موضوع بحث خارج می شه و زیادی طول می کشه

۵ نشونه واسه اینکه روش مدیریتی شما ضعیفه آموزشی

تا به حال در جلساتی بودین که یکی دو نفر کل گفتگو رو به دست می گیرن؟ اونا با صدایی بلندتر از بقیه حضار – مثل شما- صحبت می کنن. تنها چیزی که می شنوین افکار، عقاید و موافقت و مخالفت آنهاست. در اینجور جلساتی، کارکنانِ ساکت تر از دور خارج می شن. تازه اگه هم بخواهید سعی کنین بقیه رو هم به گفتگو بکشین، این افراد دوباره خودشون رو وسط میندازن و رشته کلام رو به دست می گیرن.

جلسه، در شکل ایده آلش، ابزاری واسه ایجاد ارزش افزودهه تا همه کسائی که دعوت شدن صحبت کنن. مگه به خاطر همین اونا رو به جلسه دعوت نکردین؟ پس اگه دیدید که با کنترل پرحرفا مشکل دارین و اونا به جایگاه و مقام شما (چه روشن و چه به شکل ضمنی) احترام نمی ذارن، بدونین که در مدیریت خود به قدر کافی قوی و قاطع نبوده اید.

البته افراد باید بتونن صحبت کنن. گفتگوی داغ می تونه نشونه ای از سلامت تیم باشه، اما همیشه باید کسی در اتاق باشه که قدرت کنترل راه گفتگو، حفظ زمان و حرفه ای بودن اونو داشته باشه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ۵ زبون عشق؛ کتابی به درد بخور واسه زوج هایی که به دنبال یک رابطه عاشقانه و پایدار هستن

۳. همیشه در حالی واسطه گری بین کارکنان تون هستین

۵ نشونه واسه اینکه روش مدیریتی شما ضعیفه آموزشی

اینکه رهبری به طور همیشگی به بین درگیریای کارکنان کشیده شه، آزاردهندهه. در حالت ایده آل، کارکنان مثل افراد بالغ مشکلات شون رو خودشون حل می کنن و واسطه گری رئیس رو فقط واسه موقعیتای خیلی جدی کنار می ذارن. اما اگه مدیر یک تیم یا بخش از سازمان زیادی موافق باشه، کارکنان به سرعت به این نتیجه می رسن که بهتره مشکلات شون رو پیش رئیس ببرن تا به جای اونا مسئله رو حل و فصل کنه. درست مثل بازیایی که بچه ّها می کنن: «مامان، این منو زد!»

وقتی رهبر به «بی شوخی» بودن معروفه، خیلی کم کسی اونو اینطور به بازی میگیره. اما اگه مدیر به چشم کارکنان زیادی راضی شونده یا موافق باشه، این بازیا زیاد براش اتفاق می افتن.

۴. بارها با یک مشکل واحد برخورد می کنین

۵ نشونه واسه اینکه روش مدیریتی شما ضعیفه آموزشی

روی کره زمین سازمانی وجود نداره که کارکنانش اشتباه نکنن. هر که خربزه ی کسب وکار رو می خوره باید پای لرز اشتباه هم بنشیند. اما اگه دیدید کارمندی یک اشتباه رو بارها تکرار می کنه، یعنی پیام شما رو واسه ضرورت بهبود خود دریافت نکرده؛ اینم به نوبه ی خود یعنی کارمندان فکر می کنن مدیرشون اونقدر مهربون و آسون گیره که اونا دچار نتایج تنبیهی نخوان شد.

البته منظور این نیس که مدیر باید از اون طرف بام بیفته و کاری کنه که کارمندان همیشه به خطر کارای شون فکر کنن و ترس از اخراج اونا رو فلج کنه. اینم به همون اندازه بده. یک رهبر موثر درک می کنه که خطا غیرقابل اجتنابه، اما یک اشتباه واحد نباید بارها تکرار شه. کارمندی که خطاهایش رو جدی نمی گیره و با جدیت به دنبال بهبود نیس باید بدونه که نتایج کارش چیزی بیشتر از یک نگاه چپ چپِ مدیر هستش.

۵. کارکنان تون چیزای جدید یادنمی گیرن

۵ نشونه واسه اینکه روش مدیریتی شما ضعیفه آموزشی

این یکی از بزرگترین آزمونای رهبریه: افراد چیزای جدید یاد می گیرن؟ چون اگه اینطور نیس، یعنی که اونا به دنبال رشد و پیشرفت نیستن و این ممکنه به خاطر زیادی آسون گیرانه بودن سبک مدیریتی شما باشه.

حصول اطمینان از یادگیری افراد کار سختی نیس. ماهی یک بار از اعضاء تیم تون بپرسید: «این ماه چی یاد گرفتی که ماه پیش بلد نبودی؟» اگه جوابی نداشتن این بار بپرسید: «، ماه دیگه دوست داری چی یاد بگیری؟» یا «سال آینده می خوای چه مهارتی رو در خودت پرورش بدی که بتونی به اهدافت برسی؟»

به افراد خود اهداف سختی بدین که اونا رو به رقابت بکشه و از محدوده امن شون خارج کنه. به اونا نشون بدین که فکر می کنین از عهده ی اون رقابت برخواهند اومد. جالب اینجاس که اگه از رهبران بپرسید: «شاخص ترین هدفی که در زندگی بهش رسیده اید چی بوده؟ سخت بوده یا آسون؟» همیشه جواب شون «سخت» است. با این حال، همین مدیران اهداف زیادی آسونی واسه کارمندان شون تعریف می کنن که رسیدن به اونا آسون و واقع گرایانهه و بعد می پرسن به چه دلیل اونا «بزرگ» نمی شن.

بهترین هدفا اونایی نیستن که در محدوده آسایش شما قرار داشته باشن. بهترین اهداف، مغز شما رو فعال کرده و بیشتر فعالیتای ذهنی، شما رو در جهت مثبت هدایت می کنن. اینا اهدافی هستن که ۲۰ تا ۳۰ درصد خارج از محدوده آسایش شما قرار دارن. باید بتونین بعد از دسترسی به این اهداف به عقب نگاه کنین و بگید: «راستش اصلا مطمئن نبودم بتونم همچین کاری انجام بدم. همینجوری رفتم جلو، ولی کلی چیز یاد گرفتم.»

نتیجه گیری

شما به عنوان یک رهبر هیچوقت نباید از تمرکز روی انگیزه بخشی و درگیر کردن کارکنان خود دست بکشین. در عین حال باید مطمئن شید که تموم پیوندهای عاطفی عمیقی که با کارکنان خود ستختین و رقابتایی که به وجود آورده اید، به نتایجی استثنائی و به درد بخور تبدیل شن. به علائم هشداردهنده توجه کنین. با کارکنان «قاطی» شید، اما هیچ وقت زیادی آسون گیر نباشید تا به موفقیتای بزرگی برسین.

منبع : forbes.com

جلسات کاری رو تبدیل به وسیله موفقیت خود کنین


۳

دسته‌ها: آموزشی