پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه پيام نور

دانشکده علوم انساني

پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي‌ارشد

در رشتۀ مديريت اجرايي (MBA)

عنوان پايان‌نامه:

بررسي اثر بخشي دوره هاي اموزشي كار افريني بر روي دانش كسب و كار، انگيزش و رغبت شغلي دانشجويان دانشگاه پيام نور همدان در سال 1389

استاد راهنما:

دکتر مجتبي رفيعي

استاد مشاور:

دکترنصراله عرفاني

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

فهرست مطالب:

فصل اول……………………. 1

1-1-مقدمه …………………..2

1-2- بيان مساله………………….. 2

1-3-اهميت و ضرورت مسئله………………….. 3

1-4-اهداف تحقيق…………………… 4

1-6-فرضيه‌هاي تحقيق…………………… 4

1-12-متغيرها و تعريف عملياتي آنها………………….. 5

فصل دوم………………….. 7

ادبيات و پيشينه پژوهش…………………….. 7

2-1-مقدمه………………….. 8

2-2- بخش اول: کارآفريني…………………… 9

2-2-1-كارآفريني چيست؟…………………… 9

2- 2-2-تعاريف كارآفرين……………………. 10

2-2-3-کارآفرين کيست…………………….. 11

2-2-4- کارآفريني سازماني……………………. 12

2-2-5- چارچوب كارآفريني سازماني……………………. 13

2-2-5-1-آموزش كارآفريني سازماني…………………..14

2-2-5-2-پرورش كارآفرينان سازماني…………………..15

2-2-5-3-ابعاد ساختاري كارآفريني سازماني…………………..17

2-2-6- عوامل تسهيل كننده در رشد کارآفريني……………………. 19

2-2-7-اهميت فرهنگ در توسعه کارآفريني……………………. 20

2-2-8-يک کارآفرين بايد چه مهارت‌هايي داشته باشد؟…………………..21

2-2-9-چرا بايد کارآفريني را آموخت؟…………………… 22

2-2-10-خلاقيت، نوآوري و کار آفريني……………………. 23

2-2-11-فرآيند خلاقيت…………………….. 24

2-2-12- انواع کارآفريني……………………. 25

2-2-13-آموزش کارآفريني در دانشگاه ها………………….. 26

2-2-14-مشارکت فناوري اطلاعات در کارآفريني……………………. 28

2-2-15- ويژگي هاي مؤثر فناوري اطلاعات در کارآفريني……………………. 30

2-2-16-آشنايي بامنافع اقتصادي کارآفريني دانشگاهي……………………. 32

2-2-17- آموزش کار آفريني و تأثیر مراکز علمي دانشگاهي……………………. 34

2-2-18-چالشهاي آموزش کار آفريني…………………… 37

2-2-19- پرورش گروهي از جوانان مستعد کار آفرين…………………… 39

2-2-20-برنامه‌هاي کارآفريني در دانشگاه‌ها و کشورهاي مختلف………………. 41

2-2-20-1- اندونزي……………………. 41

2-2-20-2-اتريش……………………… 43

2-2-21-وضعيت شاخص‌هاي كارآفريني در ايران………………….. 50

2-2-22- موانع حرکت کارآفريني در ايران…………………… 53

2-3-بخش دوم : دانش کسب و کار………………….. 56

2-3-1-دانش به عنوان منبع……………………. 56

2-3-2-دانش و قابليتها………………….. 57

2-3-3-حوزه هاي دانش کسب و کار…………………… 58

2-4-بخش سوم : رغبت شغلي…………………… 60

2-4-1- رغبت شغلي يا رضايت شغلي……………………. 60

2-4-2-آزمون رغبت سنجي چيست؟…………………… 61

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-5-بخش چهارم انگيزش……………………. 69

2-5-1-انگيزش شغلي……………………. 69

2-6- پيشينه تحقيق…………………… 72

2-7- جمع بندي…………………… 74

فصل سوم روش شناسي تحقيق…………………… 77

3-1- مقدمه………………….. 78

3-2-روش پژوهش…………………….. 79

3-3- جامعه آماري…………………… 79

3-4- روش نمونه گيري و تعداد نمونه………………….. 80

3-5-ابزارهاي جمع‌آوري اطلاعات……………………. 80

3-6-تعيين اعتبار دروني(روايي) و بيروني(پايايي) ابزار جمع‌آوري اطلاعات………. 84

3-7-روش تجزيه تحليل اطلاعات……………………. 84

3-8-طریقه اجرا و چگونگي گردآوري داده ها …………………..85

فصل چهارم يافته هاي پژوهش…………………….. 86

4-1-مقدمه………………….. 87

4-2 توصيف يافته ها………………….. 87

4-2- ميزان دانش کسب و کار دانشجويان: …………………..89

4-3-ميزان انگيزش شغلي دانشجويان:………………….. 90

4-4-ميزان رغبت شغلي دانشجويان:…………………..93

4-5-تحليل يافته ها:…………………..95

4-5-1-فرضيه اول:………………….. 95

4-5-2-فرضيه دوم:………………….. 96

4-5-3-فرضيه سوم:………………….. 98

فصل پنجم بحث و نتيجه گيري…………………… 102

5-1-مقدمه………………….. 103

5-1-نتيجه‌گيري………………….. 103

5-2-بحث در نتايج…………………… 103

5-3-محدوديتهاي تحقيق…………………… 112

5-4-پيشنهادات کاربردي و پژوهشي…………………… 113

1-4-5.پيشنهاد هاي پژوهشي:………………….. 113

2-4-5.پيشنهادهاي کاربردي……………………. 113

منابع فارسي…………………… 115

منابع لاتين…………………… 117

پيوست ها………………….. 118

چکیده:

با در نظر داشتن تحولات‌ سريع‌ و مستمر‌ محيط‌ بين‌المللي‌، گذر از جامعه‌ صنعتي‌ به‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ و مواجهه ‌اقتصاد‌ ملي‌ با اقتصاد جهاني‌، “كارآفريني” يكي از مباحث‌ اساسي‌ در خصوص‌ راهكارهاي‌ مختلف‌ براي‌ تسريع‌ فرآيند رشد و توسعة‌ پايدار و رفاه ‌اقتصادي‌ می باشد. کارآفريني با ايجاد شغل و کسب و کار جديد و توليد ثروت همراه می باشد. اين پژوهش به مقصود بررسي اثربخشي آموزش‌هاي کارآفريني بر دانش کسب و کار، انگيزش شغلي، و رغبت شغلي دانشجويان دانشگاه پيام نور همدان انجام شده می باشد. روش انجام اين تحقيق علي- مقايسه‌اي می باشد. جامعه آماري را كليه دانشجويان دانشگاه پيام نور مركز همدان كه در دوه‌هاي آموزش كارآفريني شركت كرده‌اند، تشكيل مي‌دهند كه تعداد آنان 300 نفر می باشد. بر اساس فرمول كوكران حجم نمونه110 نفر تعيين گرديد، افراد گروه نمونه به شيوه نمونه‌گيري تصادفي ساده انتخاب شدند. سپس 110 نفر ديگر از دانشجويان دانشگاه پيام نور همدان که از لحاظ جنسيت و رشته تحصيلي با گروه نمونه مطابقت داشتند ولي در دوره‌هاي آموزش کارآفريني شرکت نکرده بودند، انتخاب گرديدند. براي گردآوري داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته دانش كسب و كار، پرسشنامه استاندارد انگيزش شغلي جونز و فيفر، و پرسشنامه استاندارد رغبت سنج جان هالند بهره گیری گردید. داده‌ها با بهره گیری از شاخص‌هاي آمار توصيفي و آزمون‌ پارامتري t براي گروه‌هاي مستقل به وسيله نرم افزار آماري SPSS تحليل گردید.

نتايج بيانگر آن می باشد که بين ميزان دانش کسب و کار افراد گروه نمونه با ميانگين 1/17 با ميزان دانش کسب و کار افراد گروه کنترل با ميانگين 75/6 تفاوت معني‌داري هست. هم‌چنين بين ميزان انگيزش شغلي افراد گروه نمونه با ميانگين 28/36 با ميزان انگيزش شغلي افراد گروه کنترل با ميانگين 28/29 نيز تفاوت معني‌داري هست. در ضمن بين رغبت شغلي دانشجويان رشته‌هاي علوم رياضي، خدمات، صنعت و کشاورزي براي گروه آموزش ديده به ترتيب با ميانگين‌هاي 57/5، 89/4، 75/4 و 87/4 و گروه آموزش نديده به ترتيب با ميانگين‌هاي 86/4، 43/4، 16/4 و41/4 تفاوت معني‌داري هست، ولي در مورد دانشجويان آموزش ديده دو رشته علوم تجربي و علوم انساني با ميانگين‌هاي 33/6 و 44/6 و آموزش نديده با ميانگين‌هاي 37/6 و 47/6 تفاوت معني‌داري نظاره نشد. بنابراين مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه برگزاري دوره‌هاي آموزش کارآفريني موجب افزايش ميزان دانش کسب و کار، انگيزش شغلي و رغبت شغلي دانشجويان شركت كننده در اين دوره‌ها شده می باشد. از اين رو پيشنهاد مي‌گردد دوره‌هاي آموزش کارآفريني به گونه مستمر ادامه يابد.

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه

در جهان رقابتي امروز سازمان ها، دانشگاه ها و کشورهايي موفق هستند که قادر به بهره گيري بيشتر از اطلاعات و دانش باشند، زیرا که ديگر مواد اوليه، زمين و ساير مواد طبيعي منبع مهم و اساسي به شمار نمي طریقه و بر خلاف گذشته ثروتمند ترين مردم، افراد دانش مدار و کارآفرين مي باشند که پيشه ي آنها کارآفريني می باشد. از اين رو بسياري از دانشگاه هاي کشورهاي پيشرفته و در حال توسعه بهره گيري از کارآفريني را آغاز نموده اند و اين بذل توجه در قالب تدوين استراتژي ها ، سياست ها و برنامه هاي علمي جهت بسط و تقويت روحيه و رفتار کارآفريني و مهمتر از آن آموزش کارآفريني در موسسات علمي و آموزشي و دانشگاه ها ظاهر گرديده می باشد.

در اين تحقيق نيز ما قصد داريم تاثير اموزش هاي کارآفريني برگزار شده در دانشگاه پيام نور واحد همدان را بر رغبت شغلي،انگيزش شغلي و دانش کسب وکار دانشجوياني که اين دوره ها را گذرانده اند بررسي نماييم.

2-1- اظهار مسئله

با نگاهي به طریقه رشد و توسعه جهاني در مي يابيم كه با افزايش و گسترش فناوريهاي پيشرفته ، تأثیر و جايگاه كارآفرينان بطور فزاينده اي بيشتر مي گردد. به بيان ديگر ارتباط مستقيمي بين پيشرفت فناوري و ضرورت آموزش كارآفرينان هست. اگرچه در سالهاي گذشته اختراع، جايگاه ويژه اي در توسعه كشورها داشته می باشد ، اما امروزه كارآفريني فردي وسازماني از گزينه هاي مهم رشد و توسعه اقتصادي به شمار مي آيد. به گونه اي كه در غرب وبرخي كشورهاي ديگر ، دو دهه ي اخير دهه هاي طلايي كارآفريني نام گرفته می باشد. در اكثر كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه ، بحث كار آفريني اصلي ترين منبع توسعه مد نظر قرار گرفته می باشد. به رغم آنکه برخي از صاحبنظران عقیده دارند با آموزش مستقيم حاصل نمي گردد و بايد به روش پرورشي كارآفرينان را تربيت كرد، اما هيچ كس منكر اين مطلب نيست كه بهره گیری از فناوريهاي نو و ايجاد كسب وكار جديد بدون آموزش وپرورش در اقدام دست نيافتني می باشد، با مراجعه به اطلاعات موجود درمورد افزايش رشته هاي دانشگاهي كارافريني درکشورهاي توسعه يافته و درحال توسعه، اهميت نظام آموزشي وپژوهشي در توسعه كارآفريني وتربيت كار آفرينان بيشتر مشخص ميشود.

معمولا واژه كار افريني با ايجاد شغل و كسب وكار مترادف شده می باشد. در حالي كه اشتغال يكي از دستاوردهاي كارآفريني می باشد. ممكن می باشد فعاليتهاي كار آفرينانه اشتغال ايجاد نكند اما توليد انگيزش، رغبت شغلي و ثروت نمايد ويا به دانايي بيفزايد.

كساني كه ميخواهند كسب وكار جديدي راه اندازي كنند وثروت توليد كنند بايد به دانايي خود بيافزايند وبا فناوريهاي پيشرفته روز آشناگردند و بطورقطع پيش نياز دستيابي به اين هدف طراحي دوره هاي آموزشي كارآفريني ميباشد.

در اين راستا با در نظر داشتن سياستهاي اتخاذ شده توسط دانشگاه پيام نوركه آموزش براي همه مي باشد و براي حركت از دانشگاه نوع 1(آموزش محور) و نوع 2 (پژوهش محور) به دانشگاه نوع 3 (كارآفرين) وبا هدف ارتقاي سطح كارآفريني دانشجويان و دانش آموختگان دانشگاه پيام نور وفراهم سازي زمينه هر چه بيشتر مشاركت استانها و مراكز تابعه در امر كارآفريني اقدام به ايجاد نظام جامع كارآفريني دانشگاه پيام نور نموده می باشد .  

مسئله عمده اين پژوهش بررسي اثر بخشي آموزش مهارتهاي كارآفريني بردانش كسب وكار دانشجويان مراجعه كننده به واحد كارآفريني دانشگاه پيام نور همدان در سال 1389 مي باشد.

3-1- اهمیت و ضرورت مسئله

از آنجا كه دانشگاه ها به عنوان متوليان اصلي تربيت و پرورش منابع انساني متخصص در جامعه، تأثیر اساسي دارند، در نظر داشتن مقوله ي كارآفريني دانشگاهي به توسعه ي بهتر اين امر كمك مي كند.

شايد تغيير رويكرد دانشجويان و دانش آموختگان از كارجويي به كارآفريني به سبب درك اين مطلب می باشد كه در دنياي امروز دانش آموخته اي نسبت به سايرين داراي مزيت رقابتي می باشد كه پا را از حوزه ي دانش و محفوظات خود فراتر گذاشته و در حل مسائل عملي آن محدوده ي تخصصي، مهارت داشته وموفق اقدام كند. به همين دليل می باشد كه آموزش كارآفريني در دو حالت ساخت يافته با برنامه هاي آموزشي گوناگون و گاهي با صرف وقت زياد يا كارگاه ها و سمينارهاي آموزشي كوتاه مدت مورد توجه بيشتري قرار مي گيرد.

دانشگاه مي تواند و انتظار مي رود كه با تكيه بر رسالت اصلي خود يعني آموزش و پژوهش، در تسهيل مسير کارآفريني تأثیر بسزايي داشته باشد. براي تبديل انسانهاي عادي به انسانهاي كارآفرين و پشتيباني همه جانبه ازآنها نياز به يك جهاد فراگير در آموزش گسترش زمينه هاي فناورانه و پشتيباني مالي ميباشد.در همين راستا وبا هدف بهره وري و بهبودكيفي وكمي برگزاري اينگونه دوره هاي آموزشي ضرورت انجام تحقيق با محوريت بررسي اثربخشي دوره هاي آموزشي كارآفريني بر دانش كسب وكار، انگيزش و رغبت شغلي دانشجويان ضروري مي باشد.

4-1- اهداف پژوهش

هدف اصلي: شناخت ميزان اثر بخشي دوره هاي آموزشي كارآفريني بر روي دانش مديريت كسب وكار، انگيزش و رغبت شغلي دانشجويان

اهداف ويژه:

تعيين ميزان اثرگذاري آموزش مهارتهاي كارآفريني بر دانش كسب و كار دانشجويان

تعيين ميزان اثرگذاري آموزش مهارتهاي كارآفريني بر انگيزش شغلي دانشجويان

تعيين ميزان اثربخشي آموزش مهارتهاي كارآفريني بر رغبت شغلي دانشجويان

6-1- فرضیه های پژوهش

1- دانش کسب و کار دانشجويان شرکت کننده در دوره هاي آموزشي مهارت هاي كارآفريني بيشتر از دانشجويان می باشد که در اين دوره ها شرکت نکرده اند.

2- انگيزش شغلي دانشجويان شرکت کننده در دوره هاي آموزشي مهارتهاي کارآفريني بيشتر از دانشجوياني می باشد که در اين دوره ها شرکت نکرده اند.

3- رغبت شغلي دانشجويان شرکت کننده در دوره هاي آموزشي مهارتهاي كارآفريني بيشتر از دانشجوياني می باشد که در اين دوره ها شرکت نکرده اند.

***ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود می باشد***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

زیرا فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به گونه نمونه)

اما در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود می باشد

تعداد صفحه : 153

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان